قیمت محصول :     10000 تومان
  افزودن به سبد خرید

سبد خرید

  • سبد خریدتان خالی است.
  • تاریخ ارائه محصول : 09 / 08 / 2019
  • بازدید : 61 بار
  • دسته بندی :
  • امتیاز کاربران :

مبانی فلسفة سیاسی ژاک ماریتن

ژاک ماریتن(۱۸۸۳-۱۹۷۳م.) فیلسوف فرانسوی در فلسفۀ سیاسی خود به تبیین جامعۀ نوینی که آن را «جامعۀ نوین مسیحی» می­نامد پرداخته است. او بر آن است تا این جامعه را بر اساس آموزه­های مسیحیت بنیان نهد. به گونه­ای که بدون گرفتار شدن در معضلات جوامع مدرن فعلی، جوابگوی نیازهای دنیای معاصر باشد. بنیانگذاری چنین جامعه­ای، در نظر وی، تنها راه­حل عملی برای مشکلات جاری جوامع بشری است. وی یکی ازمؤثرترین متفکر کاتولیک در تغییر موضع کلیسا نسبت به اموری از قبیل دموکراسی و حقوق بشراست. متافیزیک ماریتن با الهام از توماس قدیس نقطه ثقل همه نوشته های فلسفی او در موضوعات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است. به نظر او نقش فیلسوف عبارت است از تعیین اصولی برای تنظیم روابط اجتماعی، رشد تفکر اخلاقی برای حل مسائلی مانند تساوی، تساهل، احترام متقابل، حقوق و کرامت انسانی و صلح.

ماریتن با نقد ایده­الیسم دکارتی از گونه­ای معرفت­شناسی که خود آن را رئالیسم انتقادی می­نامد، دفاع می­ کند. از منطر انسان­شناسی او از نوعی انسان­شناسی به نام انسان­گرایی پیشرفته دفاع می­کند و پایه­های عقلانی آن را بر دوش سنّت توماسی می­نهد. او بویژه در دستگاه فکری خود میان «شخص» و «فرد» تمایز می­نهد. فردیت اشاره به جنبۀ مادی انسان و شخصیت به جنبۀ معنوی او ناظر است و ریشه در مفهوم معنوی و متعالی انسان دارد. این تمایز در کل فلسفۀ سیاسی ماریتن نقش کلیدی ایفا می­نماید.

دغدغه­های ماریتن در طراحی یک فلسفۀ سیاسی عبارت است از: اجتناب از فاشیسم، اقتدارگرایی و کمونیسم، نیست­گرایی، نسبیت­گرایی، شک­گرایی و نقض کرامت معنوی انسان در دنیای آزاد و مدرن.

او به دنبال انسجام نهایی ایمان و عقل است. از جلوه­های تلاش ماریتن در این باره، سازگارسازی مسحیت با نیازهای عصر جدید، کوشش برای اثبات سازگاری مسیحیت با حقوق بشر است. ماریتن که خود از تدوین­کنندگان فعال اعلامیۀ جهانی حقوق بشر(۱۹۴۸) است، حقوق بشر را بر قانون طبیعی بنیاد می­نهد و فهرست وسیعی از حق­های بشری را ارائه می­دهد. او حقوق اساسی بشر را بر سه اصل: شخص گرایی، خیر عمومی و حاکمیت الهی بنا می نهد. فلسفۀ او همچنین دل­مشغول مسائلی مانند همبستگی و صلح جهانی است. در فلسفۀ سیاسی ماریتن، اما والاترین جایگاه از آن دموکراسی است. او به دفاع از دموکراسی با ارجاع آن به متون دینی و الهام از مسیحیت می­پردازد. دموکراسی از نظر ماریتن یک سیاست عقلانی و اخلاقی را به ارمغان می­آورد، سیاستی که به کرامت روح انسان هم اهتمام می­روزد. به طور کلی او به دنبال اخلاقی کردن سیاست است. ماریتن با طرح نظریۀ ابزارانگاری دولت و قدرت این دو را در خدمت خیر عمومی می­بیند و با نظریۀ ماکیاولی و مشابه آن در بارۀ قدرت سخت می­ستیزد.

از عناصر اصلی فلسفۀ سیاسی ماریتن ایجاد پیوند متعادل و معقول میان دولت و کلیسا و ترسیم جایگاه مناسبی برای کلیسا در جامعه است. او توجه کلیسا به اصل پیشرفت زندگی تاریخی انسان بر روی زمین و توجه به نقش زمان و مکان در فهم درست آموزه­های مسیحی را در کاهش تنش میان دولت و کلیسا ضروری می­داند. او برای ثبات این رابطه فهرستی از اصول راهنما را پیشنهاد می­دهد.

بدین­سان تلاش ماریتن و دیگر فیلسوفان «شخص­گرا» که در ادامۀ سنت شخص­گرایی اندیشیده­اند، می­تواند راه­گشای همۀ کسانی باشد که دغدغۀ سازگاری دین با نیازها و مقتضیات جهان معاصر را دارند. این رساله با طرح عناصر اصلی فلسفۀ سیاسی ماریتن آن را دستگاهی سازوار و هماهنگ ارزیابی نموده و همزمان نقدهای متواضعانه­ای به آن وارد نموده است.

افزودن به سبد خرید
مطلب مفیدی برای شما بود ؟؟ پس به اشتراک بگذارید برای دوستانتان

دیدگاه کاربران ...

    لطفا قبل از ارسال سئوال یا دیدگاه سئوالات متداول را بخونید.
    جهت رفع سوالات و مشکلات خود از سیستم پشتیبانی سایت استفاده نمایید .
    دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

    دیدگاه خود را بیان کنید

0