قیمت محصول :     10000 تومان
  افزودن به سبد خرید

سبد خرید

  • سبد خریدتان خالی است.
  • تاریخ ارائه محصول : 09 / 08 / 2019
  • بازدید : 171 بار
  • دسته بندی :
  • امتیاز کاربران :

علل توسعه نيافتگي مناطق روستايي

علل توسعه­ نيافتگي مناطق روستايي:  مورد مطالعه بخش مارگون در شهرستان بويراحمد

هدف توسعه، رشد و تعالي همه جانبه­ي جوامع بشري است. از اين­رو، در فرآيند برنامه­ريزي توسعه، شناخت و درک شرايط و مقتضيات جوامع انساني و نيازهاي آنان در ابعاد مختلف از جمله اقدامات ضروري محسوب
مي­گردد. از طرفي،  با توجه به آن­که زيربنا و اساس هر کشوري، روستا و جمعيت روستايي است، براي ارتقاي کيفيت زندگي و معشيت اين جمعيت بايد استراتژي‌هاي خاص و متناسب با شرايط اقليمي و فرهنگي- اجتماعي آنها اتخاذ گردند. بنابراين، براي رسيدن به توسعه­ي روستايي بايد نخست امکانات، تنگناها و ظرفيت­ها­ي موجود هر روستا مشخص شوند و بر اساس آن براي هر روستا يا مجموعه­اي از روستاها برنامه­ريزي دقيق صورت پذيرد. به عبارت ديگر، با پي بردن به علل توسعه­نيافتگي روستاها، مي­توان برنامه­ريزي مناسبي براي دست­يابي به توسعه پايدار داشت. لذا، هدف مطالعه­ي حاضر بررسي علل توسعه­نيافتگي مناطق روستايي بخش مارگون در شهرستان بويراحمد بود. به اين منظور از دو رويکرد کمّي و کيفي بهره گرفته شد. در بخش کمّي به تعيين و تفکيک روستاهاي توسعه­يافته و توسعه­نيافته از طريق سطح­بندي پرداخته شد. براي اين بخش پژوهش از روش اسکالوگرام گاتمن استفاده به عمل آمد. نتايج حاصل از اسکالوگرام نشان داد که روستاهاي درصحه، بيدک، باغچه، رتين، نسه‌مورغم، دربيد، يورک عليا، زيرنا، کلوار، بالرود، موشمي‌عليا، گهورمرده، له­فرخ موشمي، سرچال، تاکسيسه­سفلي، قلعه سقاوه در سطح پنجم توسعه‌يافتگي و در سطح اول اولويت برنامه­ريزي قرار گرفتند. جوبريز، شهنيز و موشمي­سفلي نيز در سطح  اول توسعه­يافتگي و در سطح پنجم اولويت برنامه­ريزي بودند. به اين ترتيب روستاهاي سطح پنجم، در گروه توسعه‌نيافته‌ترين روستاها و در سطح اول از نظر اولويت برنامه­ريزي توسعه قرار گرفته که بايد مورد توجه بيشتري باشد. همچنين روستاهاي سطح اول توسعه­يافتگي (جوبريز، شهنيز، موشمي سفلي) در بهترين وضع بودند. با توجه به اين­که در سطح پنجم توسعه­يافتگي بيشترين روستاها (۱۷ از ۴۷ روستا) قرار داشتند، چنين استنباط مي‌گردد که روستاهاي اين بخش بسيار توسعه­نيافته مي­باشند. همچنين در اين پژوهش علل توسعه­نيافتگي روستاهاي بخش مارگون نيز بررسي شد. به منظور جمع­آوري داده­ها در اين قسمت، از پرسش­نامه و به منظور تجزيه و تحليل آنها از تحليل عاملي و مقايسه ميانگين­ها بهره گرفته شد. در اين زمينه ابتدا به منظور اندازه‌گيري انسجام دروني داده‌ها براي بهره‌گيري از تکنيک تحليل عاملي از آزمون KMO و آماره بارتلت استفاده شد. محاسبات انجام شده نشان داد که انسجام دروني داده‌ها براي بهره‌گيري از تکنيک تحليل عاملي مناسب (KMO برابر با ۷۱۲/۰) و آماره بارتلت نيز در سطح يک درصد معني‌دار بود. در اين بررسي با توجه به ملاک کيسِر، دَه عامل با مقدار ويژه بالاتر از يک استخراج شد که به نام­هاي مديريتي، اجتماعي، اقتصادي، نگرشي، زيربنايي، رضايتي، فردي، مشارکتي، اخلاقي، و مالي و اعتباري نامگذاري شدند. اين عوامل در مجموع ۲۱/۷۳ درصد از واريانس کل عامل­ها را تبيين مي­کنند. همچنين يافته­هاي استخراج شده از مقايسه ميانگين­ها بين اين عوامل در دوگروه روستاهاي توسعه­يافته و توسعه­نيافته نشان داد که بين ميانگين عامل­هاي اجتماعي، مالي و اعتباري، مشارکتي، زيربنايي، اخلاقي و فردي بين دو گروه تفاوت معناداري وجود دارد. همچنين براي تعيين اهميت هر يک از اين عوامل در تفکيک دو گروه از تابع تشخيص استفاده به عمل آمد، که عامل­هاي عمراني، مالي و اعتباري، و مشارکتي بيشترين اهميت را در تفکيک دو گروه داشتند. در بخش کيفي نيز در بررسي و تحليل علل توسعه­نيافتگي روستايي در بخش مارگون شهرستان بويراحمد، از نظريه­ي بنيادي استفاده شد. نتايج حکايت از آن دارد که عوامل توسعه­نيافتگي روستاها را سه گروه دولت، خود مردم روستا و همچنين مسائل مربوط به محيط روستا به وجود مي­آورند که در نهايت اين عوامل با توجه به تقسيم­بندي­هاي کدگذاري محوري به پنج گروه اجتماعي، اقتصادي، محيطي، فرهنگي، و سياسي و اداري تقسيم­بندي شدند. با توجه به مدل ارائه شده و همچنين کدگذاري محوري، عوامل توسعه­نيافتگي مربوط به دولت شامل عدم تخصيص بودجه و اعتبارات لازم به روستاها، وضع قوانين مشابه براي شهر و روستا، مديريت سليقه­اي، رابطه در سطح ادارات، اقدامات مقطعي در رسيدگي به روستاها، عمل نکردن به برنامه­هاي تدوين شده، بي­عدالتي دولت مرکزي و عدم پي­گيري مسئولين استاني، اعتقاد نداشتن به روستاها، فساد اداري، کشمکش­هاي سياسي، عدم ارائه تسهيلات و قوانين سخت اخذ تسهيلات، بي‌توجهي مسئولين، اختيارات کم مديريت روستا، و عوامل مربوط به مردم روستا شامل نبود مديريت آگاه و با دانش، عدم همکاري با مديريت روستا و نهادهاي دولتي، عدم آگاهي از حقوق خود، عدم پي­گيري مردم، مهاجرت، اختلاف­هاي طايفه­اي، در بُعد محيطي و طبيعي نيز محدوديت اراضي کشاورزي، کمبود آب کشاورزي، واقع شدن روستاها در ارتفاعات، نحوه­ي استقرار روستا، ناهموار بودن روستا و زمين‌هاي کشاورزي بودند. با توجه به نتايج حاصل، در پايان پيشنهاد مي­شود که تأمين خدمات و امکانات مورد نياز و خدمات­رساني بر اساس نظام سلسله مراتبي سکونتگاه­هاي روستايي بايد مدنظر قرار گيرد. همچنين انجام مطالعات کارشناسي جهت ساماندهي روستاهاي پراکنده، خصوصاً روستاهاي کم جمعيت با توجه به وجود حدود ۱۱۰ روستاي زير ۲۰ خانوار در اين بخش، توصيه مي­گردد.

افزودن به سبد خرید
مطلب مفیدی برای شما بود ؟؟ پس به اشتراک بگذارید برای دوستانتان

دیدگاه کاربران ...

    لطفا قبل از ارسال سئوال یا دیدگاه سئوالات متداول را بخونید.
    جهت رفع سوالات و مشکلات خود از سیستم پشتیبانی سایت استفاده نمایید .
    دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

    دیدگاه خود را بیان کنید

0