قیمت محصول :     10000 تومان
  افزودن به سبد خرید

سبد خرید

  • سبد خریدتان خالی است.
  • تاریخ ارائه محصول : 09 / 08 / 2019
  • بازدید : 83 بار
  • دسته بندی :
  • امتیاز کاربران :

سال‌هاي قبل از انقلاب اسلامي

در ماه ۱۳۲۱ ش در روستاي بهرمان[۱]، واقع در ۶۰ كيلومتري شهر رفسنجان، در خانواده‌اي مذهبي متولد شدم پدرم ميرزا علي هاشمي بهرماني[۲] به خاطر علايق مذهبي كه داشت نامم را محمد گذاشت .

پدرم داراي تحصيلات رايج قديم و به قول معروف مكتب خانه‌اي بود . در آن دوره در مكتب‌ها قرآن، نهج البلاغه ،‌ادبيات فارسي ،معارف اسلامي و كتابهاي ديگري همچون كليله و دمنه تدريس مي‌كردند. اين دوره‌ها را گذرانده بود. به اين علت در منطقه و محدوده‌ي جغرافيايي روستايمان از افراد باسواد به شمار مي آمد .

پدرم سه ويژگي داشت : يكي اينكه او انسان مسلمان و متعبد و اهل ذكر و نماز و ادعيه و دعا و قرآن بود. با قرآن مؤانست داشت و اوقات فراغت خود را بيشتر با خواندن قرآن مي‌گذراند. دوم اينكه از افراد صاحب نفوذ و محل رجوع مردم روستا بود و اهالي به دلايل مختلفي همچون گرفتاري مالي و مشكلات و مسايل ديگر به او رجوع مي‌كردند از رفسنجاني و حتي از شهرهاي ديگر مثل يزد مراجعه كننده داشت. اين درحالي بود كه طي كردن اين مسير ۶۰ كيلومتري با وسايل سفر آن روز گار دشواري بود و اين فاصله در طول دو روز طي مي‌شد . با اين حال پدرم با سعه‌ي صدر گشاده رويي، مردم را مي‌پذيرفت و مي‌كوشيد مشكلات آنان را برطرف كند. همين موضوع سبب شده بود منزل ما حالت يك كانون را پيدا كند. از مناطق دور و نزديك هر كسي كه به منزل ما مراجعه مي‌كرد، مورد استقبال افراد خانواده قرار مي‌گرفت و چون در آن ايام مسافر خانه‌اي در آن حوالي نبود ما هميشه ،‌مهمان داشتيم و از اين جهت مادر و خواهرهايم زحمت زيادي در پذيرايي از مهمانان مي‌كشيدند. سومين ويژگي پدرم منيع الطبع و سخي بودن ايشان بود. او هر چه را كه در دور و بر خود داشت مي‌بخشيد و مي‌گفت خدا كريم است. هيچ وقت داراي ذخيره‌ي مالي نبود. مثلاً اگر ما در آن دوران باغ و درخت ميوه داشتيم، ايشان مي‌رفت به داخل باغ و به كارگران مي‌گفت هر چه ميوه در باغ است را بچينند و بسته‌بندي كنند.سپس همه‌ي آنها را بين مردم توزيع مي‌كرد و اندكي از آن هم به منزل مي آورد.پدرم اگر هم بخاطر فروش محصولات كشاورزي رايج آن روز كه عمدتاً پنبه و گندم بود پولي به دست مي‌آورد آن را هم ذخيره نمي‌كرد بلكه به افراد نيازمند مي‌بخشيد. معاش، هم از طريق فروش همين محصولات كشاورزي تامين مي شد. البته او ملك زيادي نداشت و اصطلاحاً خان و مالك بزرگ نبود. در آن ايام قناتي در منطقه وجود داشت. سهم روستا از آن قنات ۹۶ حبه – سهم را يك حبه مي‌گفتند – و سهم شخصي پدرم دوازده حبه يعني بود. او براي اين دوازده حبه، چهار زارع داشت كه زمينها را بينشان تقسيم كرده بود. آنها كار زراعت را انجام مي‌دادند و سهمي مي‌بردند و يك بخش را هم به پدرم مي‌دادند.

خانواده‌ي ما خانواده‌ي پرجمعيتي بود، ۱۳ خواهر و برادر بوديم. آن ايام به دليل نبود پزشك و بهداشت و … معمولاً مرگ و مير كودكان زياد بود به همين دليل ۴ تن از بچه‌هاي خانواده ي ما همه پيش از رسيدن به ۵ سالگي مرحوم شدند و از مجموع آن ۱۳ كودك خانواده، ۹ نفر زنده ماندند و من در بين بازماندگان، آخرين فرزند خانواده هستم. البته بعد از من دو بچه‌ي ديگر به دنيا آمدند و متاسفانه هر دو يكي در يك سال و نيمگي و ديگري در ۵ سالگي مرحوم شدند و من ته تغاري خانواده شدم. آقاي علي اكبر هاشمي اولاد پسر دوم خانواده بود. نه نفري ازما كه باقي ماندند سه نفر اول خواهرانم[۳] بودند و اولاد چهارم حاج قاسم بود كه مرحوم شد. اولاد پنجم آقاي شيخ اكبر است. پس از ايشان يك خواهرو پس از آن سه تا پسر ( محمود و احمد و من ) هستيم.

در ايام كودكي من كه اصول و فروع دين را از سه، چهار سالگي آموخته بودم، بچه‌هاي روستا را درمسجد جمع مي‌كردم. به آنها نماز و احكام آموزشي مي دادم و نماز مي‌خوانديم. در بين همين بچه‌ها بود كه هيئت سينه‌زني كودكان را راه انداختم.

[۱]. روستاي بهرمان كه يك اسم تاريخي است اما وجه تسميه آن اين است كه مي‌گويند طول منطقه بيشتر از عرض آن است. نوق اصطلاحاً از ناقه – به معني دراز يا بلند – گرفته شده است اين منطقه بخشي از رفسنجان محسوب مي‌شود و حدود ۶۰ كيلومتر طول دارد. همچنين از نظر جغرافيايي بين دو كوه قرار گرفته و وسط اين دو كوه دشت وسيعي قرار دارد. بخشي از اين دشت كويري و بخشي از آن شن و ماسه است .اين منطقه هم اكنون حدود ۲۰۰ روستا دارد ولي آن ايام حدود ۳۰ يا ۴۰ روستا داشت و روستاي بهرمان حدود سيصد، چهارصد نفر جمعيت داشت. روستاها با فاصله بسيار كنار هم قرار داشتند. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي فواصل آن پر شد مردم پس از پيروزي انقلاب اسلامي، با زدن چاه‌هاي آب و تبديل نواحي كويري به مناطق و زمينهاي كشاورزي، كاشت درخت پسته را در آن زمينها آغاز كردند . امامزاده‌اي هم در آن جا دفن شده است. منطقه‌ي پر آبي است قناتي در آن وجود دارد كه سابقه‌اش به هزار سال مي رسد ( راوي ).

[۲] . حاج ميرزا علي سيد نبود. نام خانوادگي هاشمي براي خانواده‌ي او به اين دليل انتخاب شد كه نام پدر او هاشم بود او در سرتا سر منطقه املاك، همسران و امكانات زيادي داشته بود كه از همسرانش چند گروه خانواده به نام هاشمي به جاي ماند. هر يك از آن خانواده‌ها با پسوند و پيشوندي متمايز شده‌اند مانند هاشمي پور، هاشمي بهرماني ،هاشميان و … ( دوران مبارزه، خاطرات اكبري هاشمي رفسنجاني، به كوشش محسن هاشمي، تهران ،نشر معارف انقلاب اسلامي، ۱۳۷۶، ص ۵۷) .

 

[۳]. نام خواهران آقاي هاشمي فاطمه، طيبه، طاهر و صديقه مي‌باشد ( دوران مبارزه، پيشين، ص ۵۹)

افزودن به سبد خرید
مطلب مفیدی برای شما بود ؟؟ پس به اشتراک بگذارید برای دوستانتان

دیدگاه کاربران ...

    لطفا قبل از ارسال سئوال یا دیدگاه سئوالات متداول را بخونید.
    جهت رفع سوالات و مشکلات خود از سیستم پشتیبانی سایت استفاده نمایید .
    دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

    دیدگاه خود را بیان کنید

0