قیمت محصول :     رایگان!
  افزودن به سبد خرید

سبد خرید

  • سبد خریدتان خالی است.
  • تاریخ ارائه محصول : 19 / 08 / 2019
  • بازدید : 13 بار
  • دسته بندی :
  • امتیاز کاربران :
    دانلود کتاب رمان شهرزاد قصه‌گوی من

دانلود کتاب رمان شهرزاد قصه‌گوی من

معرفی کتاب رمان شهرزاد قصه‌گوی من

کتاب شهرزاد قصه‌گوی من به قلم مرجان ماه سپند، داستان زندگی دختری به نام شهرزاد است که با برادر بیکار و مادر معلولش زندگی می‌کند و برای رفع خرج و مخارج زندگی مجبور می‌شود در خانه‌ای که استادش معرفی کرده کار کند. با وارد شدن به آن خانه و شروع کار، زندگی شهرزاد تغییر می‌کند…

در بخشی از کتاب رمان شهرزاد قصه‌گوی من می‌خوانید:

در باز شد… وارد حیاط شدم که ماتم برد… چه حیاط بزرگ و زیبایی بود… تمام زمین چمن بود و راه باریک سنگفرش شده‌ای مسیر منتهی به خانه را نشان میداد… همانطور که آرام آرام و غرق در زیبایی خانه قدم بر میداشتم صدایی شنیدم… صدای پارس یک سگ که مرا به خود آورد و تند تند به سمت خانه رفتم… یک سگ تازی سیاه و براق جلوی در خانه به یک درخت بسته شده بود… در حالی که با ترس نگاهش میکردم در باز شد و زنی میانسال که لباس‌های زیبایی به تن داشت در قاب ایستاد و گفت: بیا… نترس!
آرم آرام از پله‌ها بالا رفتم و روبروی آن زن ایستادم و گفتم:سلام خانوم محبی شمایید؟

زن با لبخندی ملیح گفت: آره… بیا تو و خودش جلوی من وارد خانه شد.

داخل خانه خیلی زیباتر و شیک تر از حیاط بود… پشت سر خانوم محبی وارد پذیرایی مجلل خانه شدم… او روی یک مبل سلطنتی نشست و من همانطور ایستاده بودم… گفت: بشین عزیزم و من روی یک مبل یک نفره در همان سری نشستم.  خانوم محبی گفت: گفتی آقای مجد معرفی کرده… کدوم مجد؟

راستش اسم کوچیکشون رو نمیدونم همونی که استاد دانشگاه هستن..

– آها… فهمیدم… از کجا میشناسیش؟

– استادم هستن…من دانشجوی رشته زیست شناسی هستم

– پس با وجود دانشگاه نمیتونی تمام وقت اینجا باشی…

– نه… راستش آقای مجد هم با قبول این موضوع من رو فرستادن… من میتونم ساعت کلاس هام رو عوض کنم و همه رو بندازم صبح و از بعد از ظهر تا شب بیام اینجا.

– الان چند روزه که به خاطر وضع حمل خدمتکار قبلی همه‌ی کارای خونه به گردن من و دخترمه. با اومدن تو ما هم کارمون سبک میشه.

– مگه شما خدمتکار نمیخواین که کار نکنید؟

– نه امن خدمتکار میخوام که کارام سبک بشه… . من از بیکار یه جا نشستن خیلی بدم میاد. راستی اسمتو نگفتی؟

– شهرزاد…شهرزاد فرخزاد

– خب شهرزاد جون… هر مبلغی بگی قبول می‌کنم

– اینجوری زشته اشما هر چی لطف کنید من قبول می‌کنم.

– ما به خدمتکار قبلی روزی ۳۵ تومن می‌دادیم…حالا چون تو دانشجویی و سفارش شده‌ی آقای مجد هستی  ۴۰تومن در روز خوبه؟

– خیلی خوبه فقط یه خواهشی که دارم روزانه بهم حقوق ندید… ماهانه بدید ممنون می‌شم.

– باشه… راستی میتونی به تماس بگیری من با خانواده‌ات صحبت کنم؟….

افزودن به سبد خرید
مطلب مفیدی برای شما بود ؟؟ پس به اشتراک بگذارید برای دوستانتان

قبل از خرید: توضیحات محصول را به خوبی بخوانید و در صورت نیاز به راهنمایی از بخش کاربری و سیستم تیکت استفاده نمایید .
بعد از خرید: تنها راه پشتیبانی محصولات سیستم تیکت می باشد .
بعد از خرید: از پنل کاربری محصول خود را دریافت نمایید . برای دریافت آخرین نسخه محصولات و دسترسی همیشگی به محصولات خریداری شده حتما در سایت عضو شوید .

دیدگاه کاربران ...

    لطفا قبل از ارسال سئوال یا دیدگاه سئوالات متداول را بخونید.
    جهت رفع سوالات و مشکلات خود از سیستم پشتیبانی سایت استفاده نمایید .
    دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

    دیدگاه خود را بیان کنید

0