قیمت محصول :     10000 تومان
  افزودن به سبد خرید

سبد خرید

  • سبد خریدتان خالی است.
  • تاریخ ارائه محصول : 09 / 08 / 2019
  • بازدید : 71 بار
  • دسته بندی :
  • امتیاز کاربران :

تلويزيون و هژموني فرهنگي (قرائت‌هاي زنان از سريال‌هاي تلويزيوني)

شروع مطالعة تلويزيون و مخاطبان آن به دهه‏۱۹۵۰ برمي‏گردد. اگر چه بخش اعظم تكنولوژي تلويزيون طي دهة ۱۹۲۰ توسعه پيدا كرد، تلويزيون به مثابة شكلي از ارتباطات توده‏اي در اواخر دهة ۱۹۴۰ و اوايل دهة ۱۹۵۰ ظهور كرد. رشد و گسترش روزافزون ارتباطات توده‏اي محققان را ترغيب كرد نوعي روش‏شناسي كمي و پوزيتيويستي براي پژوهش تجربي راجع به اثرات رسانه‏ها بر مخاطبان، به ويژه اثرات محتواي سرشار از خشونت آنها بر رفتار افراد (بالاخص كودكان)، طراحي كنند[۱]. دلمشغولي اصلي اين پژوهش‏ها اثرات برنامه‏ها و محتواهاي رسانه‏ها بر نگرش و كنش افراد بود. اين دلمشغولي بعدها در قالب گرايش ”جامعه‏شناسي اقناع توده‏اي[۲]“ تئوريزه شد كه كساني چون پُل لازارسفلد، كاتز، و مرتن آن را بسط دادند. كاتز و لازارسفلد و مرتن به رغم انتقاداتي كه به مطالعات پيام- محور (يا همان مدل پيام/ تأثير كه متكي بر سنت فكري رفتارگرايي بود و اساساً به مطالعه اين مسئله مي‏پرداخت كه رفتارهاي مخاطبان تا چه اندازه بازنماگر اثرات رسانه‏ها است) وارد ساختند و با وجود نقدهايي كه از «نظرية ارتباطاتِ توده‏اي» گرفتند كماكان به مفروضات بنيادين جامعه‏شناسي آمريكايي (كه همواره رابطة بين رسانه‏ها و قدرت را ناديده گرفته) وفادار ماندند. مرتن در مطالعه‏اي موردي با عنوان «اقناع توده‏اي[۳]» (۱۹۴۶) استدلال كرد كه در هر پژوهشي در باب رسانه‏ها هم تحليل محتوا لازم است و هم بررسي واكنشهاي مخاطبان. كاتز و لازارسفلد نيز در اثرشان «تأثير شخصي[۴]» (۱۹۵۵) ايدة «جريانِ دو مرحله‏اي ارتباطات» را مطرح ساختند و بر اهميت «راهنمايان فكري» (اين ايده كه رسانه‏ها‏ صرفاً به ميانجي محيط شخصيِ مصرف‏كننده و گروه اوليه بر مخاطبان تأثير مي‏گذارند) تأكيد كردند. با اين همه، اين محققان هيچگاه از محدودة پارادايم حاكم بر پژوهشهاي كمي آن زمان، يعني پارادايم پلوراليسم ليبرالي، پا بيرون ننهادند، پارادايمي كه وجود فردِ خودآيين و آزادي مدني را مفروض مي‏گرفت و به رابطه قدرت و رسانه‏ها توجهي نداشت. ديدگاه اين محققان درست نقطه مقابل ديدگاه بدبينانة مكتب فرانكفورت بود كه آدورنو و هوركهايمر پيشتر در قالب نظرية «صنعت‏ فرهنگ‏سازي» طرح كرده بودند. تحليل‏هاي آدورنو دربارة موسيقي عامه‏پسند و تلويزيون،‏ مطالعات لوونتال[۵] پيرامون ادبيات و مجلات عامه‏پسند (۱۹۶۱) و تحقيقات هرزوگ[۶] در باب سريال‏هاي آبكی راديويي (۱۹۴۱) نمونه‏هايي از تلاشهايي بودند كه بر مبناي نظرية صنعت‏ فرهنگ‏سازي به تحليل ارتباطات توده‏اي پرداختند.

افزودن به سبد خرید
مطلب مفیدی برای شما بود ؟؟ پس به اشتراک بگذارید برای دوستانتان

دیدگاه کاربران ...

    لطفا قبل از ارسال سئوال یا دیدگاه سئوالات متداول را بخونید.
    جهت رفع سوالات و مشکلات خود از سیستم پشتیبانی سایت استفاده نمایید .
    دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

    دیدگاه خود را بیان کنید

0