قیمت محصول :     10000 تومان
  افزودن به سبد خرید

سبد خرید

  • سبد خریدتان خالی است.
  • تاریخ ارائه محصول : 09 / 08 / 2019
  • بازدید : 109 بار
  • دسته بندی :
  • امتیاز کاربران :

تعیین نقش توبه در سقوط مجازات از منظر فقه و حقوق با تاکید بر قانون مجازات جدید

توبه از مباحث مهم در معارف و تعلیمات اسلامی است و به معنی رجوع و برگشت از اعمال بد گذشته و اظهار ندامت از آنها و سعی تلاش در اصلاح عمل می باشد و چنانچه با شرایط صحیح انجام گیرد پذیرفته خواهد شد و مهلت پذیرش آن نیز تا هنگامی است که مرگ به انسان روی نیاورده است .هدف اصلی ما از انجام این تحقیق و تعیین نقش توبه در سقوط مجازات از منظر فقه و حقوق با تاکید بر لایحه جدید قانون مجازات و همچنین تاثیر توبه بر مجازات شرکا ، معاونین ، مجازات تبعی و تکمیلی می باشد .در قرآن کریم در آیات متعدد انسانها را به توبه تشویق می کند و توابین را مساوی با مطهرین قرار داده و می فرماید «ان الله یحب التوابین والمتطهرین » یکی از سوره ای قرآن به نام توبه نام گذاری شده است .همچنین در روایات صادره از طرف معصومین (ع) نیز به توبه و اثرات آن بسیار سفارش شده است. از دیدگاه قرآن و روایات،توبه چهره عمل را تغییر داده و گناهان را تبدیل به نیکی ها و حسنات می کند. آثار توبه نه تنها در بعد فردی بلکه در بعد اجتواعی نیز قابل توجه است. توبه از منظر فقه با توجه به آثار آن بر دو قسم تقسیم می شود:توبه باطنی و توبه حکمی .توبه باطنی یعنی توبه بین انسان و خداوند که با توجه به نوع گناه دارای انواعی می باشد. توبه حکمی توبه ای است که به فرض صحت تحقق آن عدالت و شهادت افراد مورد قبول قرار می گردد. توبه احکامی دارد از جمله وجوب،فوریت،عمومیت و مراتب می باشد. در خصوص پذیرش توبه سوالاتی مطرح می شود از جله ۱-اصولا آیا توبه پذیرفته می شود یا خیر ؟ ۲-در صورت پذیرفته شدن فرصت آن تا چه موقع است ؟۳-آیا توبه ایی است که پذیرفته نشود ؟ در پاسخ سوال اول (قبول توبه)خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید : آیا نمی دانند این خداوند است که توبه بندگان را می پذیرد. از این آیه می توان استفاده کرد که اولا مقام پذیرش توبه صرفا مختص ذات باری تعالی است و توبه پذیر تنها خداوند می باشد در ثانی همانطور که خداوند امر به توبه فرموده و همه بندگان را دعوت به این مهم نموده،خود نیز از روی لطف و کرم پذیرش و قبول آن ضمانت کرده است و در واقع هر توبه صحیحی را میپذیرد. در پاسخ سوال دوم و سوم یعنی زمان پذیرش توبه و توبه ای که پذیرفته نمی شود باید گفت انسان تا در دنیا زندگی می کند و مرگ به وی روی نیاوده مهلت برای توبه کردن دارد و تنها هنگامی که در چنگال مرگ گرفتار است و هیچ امیدی به نجات نداشت و در واقع مرگ را مشاهده کرد توبه مورد قبول نمی شود. مبحث دیگر که در خور توجه می باشد احراز توبه می باشد و آیا صرف اظهار توبه را می توان پذیرفت در جواب باید گفت از آنجا که توبه یک مسئله درونی و باطنی است و تنها از طرف فرد تائب معلوم می شود لذا صرف ادعای فرد مبنی بر توبه برای احراز آن کفایت می کند زیرا اولا نهاد توبه مبنی بر تسامح است و اگر ادعای تائب پذیرفته نشود برقراری این نهاد کم رنگ و بیهوده خواهد بود.ثانیا طبق قاعده « الحدود تدرء بالشبهات » با اندک تردیدی در وقوع توبه حد ساقط می شود ، نتیجه اینکه صرف اظهار توبه برای احراز آن کفایت می کند مگر اینکه دلیلی بر خلاف آن یافت شود و یقین به کذب وی باشد. بنابراین بر موارد فوق علمای اسلام بر وجود توبه اتفاق نظر و اجماع دارند و لذا می توان چنین مدعی گشت که ادله اربعه (قرآن،سنت،اجماع و عقل) جملگی بر وجوب توبه دلالت می کنند و این وجوب هم به نحو فوری است چراکه مقتضای ادله چهارگانه وجوب فوری است. اما جایگاه توبه در قانون مجازات اسلامی به عنوان یک تاسیس حقوقی از بنیادهای حقوق جزای اسلامی به شمار می رود به گونه ای که در سایر مکاتب کیفری امروزه نمونه آن به چشم نمی خورد که در قانون مجازات اسلامی همیشه جایگاه مناسبی را از آن خود کرده است و با توجه به اینکه پذیرش توبه اجباری نیست و به اختیار است که بعد از احراز شرایط لازم آن را می پذیرد به هر حال استفاده از این تاسیس شرعی  و فقهی نشان می دهد حقوق با پیوند دادن گنجینه غنی و سرشار فقهی با تجربیات و یافته های جدید حقوقی می تواند در کارآمد شدن برخورد نظام قضایی ما با مسائل قضایی کمک کند. البته دارای شرایط و ارکان وآثاری است و آثار بارز آن جلوگیری از تکرار جرم و اصلاح مجرمان است و اگر با شرایط کامل انجام گیرد حسب مورد یکی از معاذیر مخففه یا سقوط مجازات می تواند در پی داشته باشد که در جرائم حف الله قبل از ثبوت جرم به وسیله اقرار یا شهادت شهود مسقط مجازات بوده ولی در جرائمی که جنبه حق الناسی دارند موجب سقوط مجازات نیست چون مرتکب علاوه بر اینکه اوامر و نواهی الهی را نادیده گرفته موجب ضرر و زیان مالی و جسمی یا آبرویی برای دیگران شده و باید جبران کند البته توبه مجازات اخروی را ساقط می کند ولی باید دانست که رفع مجازات دنیوی تابع مجازات اخروی نیست. لازم به ذکر است توبه در لایحه یکی از اسباب شرعی سقوط مجازات است که مواد ۱۱۴ تا ۱۱۹ را به اختصاص داده است. در این قانون توبه در جرائم مستوجب حد چنانچه قبل از اثبات جرم باشد موجب اسقاط مجازات به غیر از حد قذف به دلیل حق الناسی بودن توبه نمی تواند تاثیری در اسقاط مجازات حدی داشته باشد. و همچنین در قصاص و دیه نیز تاثیری ندارد.همچنین در محاربه به استناد آیات ۳۳ و ۳۴ سوره مائده تنها در صورت توبه محارب قبل از دستگیری موجب سقوط مجازات است. ضمن اینکه توبه در مواردی مجازات حدی را به تعذیری تبدیل می کند (تبصره ۲ ماده ۱۱۴) ضمن اینکه در این قانون به طور کلی به نقش توبه در جرائم مستوجب تعزیر درجه ۶ و ۷ و ۸ یعنی حبس تا ۲ سال قابل پذیرش بوده و مسقط مجازات است یعنی توبه را در کل از مسقطات مجازات نمی دانند به عبارات دیگر چنانچه مجازات از دوسال حبس تعزیری بیشتر شود توبه آن را ساقط نمی کند و می تواند از عوامل مخففه مجازات محسوب گردد کما اینکه در قانون مجازات قدیم، توبه در جرائم علیه امنیت و آسایش عمومی محدود بود، که در راستار سیاست کیفری اصطلاح مجرمین در قانون جدید آن را به سایز جرائم غیر منصوصه تعمیم داده است. نکته مهمی که مورد توجه است این است که در قانون مجازات اسلامی و لایحه جدید شرایطی برای توبه بیان نشده بلکه تشخیص آن بنظر قاضی واگذار شده است برای شناخت توبه و ارکان باید به فقه مراجعه کرد که از جمله رد حقوق مخلوق و خالق می باشد. و ارکان توبه به درونی و بیرونی تقسیم کرده اند. ارکان درونی مثل ندامت، پشیمانی قلبی، استغفار زبانی و تصمیم بر بازگشت نکردن بر گناه برشمرده اند و در خصوص ارکان بیرونی توبه عمل با اعضا و جوارح، انجام عمل صالح و ادای حقوق مردم برشمرده اند. در خصوص زمان پذیرش توبه بین فقهای اسلام اختلاف نظر است. البته در مورد توبه قبل از اثبات،فقها اتفاق نظر دارند اما در مورد توبه بعد از اثبات اختلاف نظر است. در خصوص تاثیر توبه بر مجازات شرکا و معاونین آنچنان که در عوامل رافع مسئولیت کیفری باعث زایل شدن رفتار مجرمانه نمی شو و فقط مجازات را از مرتکب جرم بر میدارد پس شرکا و معاونین جرم در این رابطه قابل مجازات می باشند. توبه نیز چنین شرایطی دارد بدین معنی که توبه هریک از مرتکبین مربوط به خود مرتکب است و تاثیری در مجازات سایرین ندارد. در مجازات تکمیلی اعمال مجازات بر جرم را در اختیار قاضی گذاشته است.در نتیجه بسته به نظر دادگاه می تواند مجازات تکمیلی را اضافه کند یا اضافه نکند چه مجرم توبه کند چه توبه نکرده باشد و در مجازات تبعی هم دادگاه در اعمال مجازات و تخفیف آن در مجازات تبعی هیچ گونه اختیاری ندارد به گونه ای که مجازات تبعی از آثار مترتب بر محکومیت جزایی است و هیچ گاه در حکم دادگاه قید نمی شود پس اثر توبه بر محکومیت جزایی است و به تبع محکومیت جزایی بر  مجازات تبعی نیز اثر خواهد داشت و توبه مستقلا نمی تواند اثری بر مجازات تبعی داشته باشد.

این تحقیق از لحاظ روش به صورت تحلیلی و توصیفی می باشد و از لحاظ هدف به عنوان یک تحقیق کاربردی است و از لحاظ شیوه و جمع آوری داده ها به صورت کتابخانه ای و اسنادی می باشد .

نتیجه ای که از این تحقیق می شود گرفت ااین است که از توبه در سقوط مجازات در قانون مجازات اسلامی به عنوان ابزاری برای معافیت از مجازات منوط به تحقق شرایط لازم است و هرگز نمی تواند تبدیل به ابزاری برای فرار مجرم از چنگال عدلات باشد بنابراین برای استفاده از امکان قانونی مناسب و مفید شرایط لازم در شخص توبه کننده باید احراز شود.

النهایه پیشنهاد میگردد که با توجه به اینکه شرایط احراز توبه در قانون مجازات پیش بینی نشده و این امر منجر به اعمال سلیقه و سوء استفاده قضات می گردد، با تدوین ماده مستقل شرایط احراز توبه را پیش بینی نمایند و همچنین در خصوص توبه بعداز اثبات جرم از طریق علم قاضی قانون ساکت است ،لذا،همانگونه که در اثبات جرم از طریق اقرار و شهادت شهود نقش توبه ذکر شده ، در این خصوص هم با وضع ماده ای مطلب فوق را پیش بینی نمایند .

افزودن به سبد خرید
مطلب مفیدی برای شما بود ؟؟ پس به اشتراک بگذارید برای دوستانتان

دیدگاه کاربران ...

    لطفا قبل از ارسال سئوال یا دیدگاه سئوالات متداول را بخونید.
    جهت رفع سوالات و مشکلات خود از سیستم پشتیبانی سایت استفاده نمایید .
    دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

    دیدگاه خود را بیان کنید

0