قیمت محصول :     10000 تومان
  افزودن به سبد خرید

سبد خرید

  • سبد خریدتان خالی است.
  • تاریخ ارائه محصول : 09 / 08 / 2019
  • بازدید : 154 بار
  • دسته بندی :
  • امتیاز کاربران :

بررسي جمعيت و مهاجرپذيري شهر تهران

مهاجرت بعنوان يكي از موضوعات محوري رشته جمعيت‏شناسي شناخته شده و از زمينه‏هائي است كه در مطالعات جمعيت‏شناسي جايگاه ويژه‏اي پيدا كرده است. مهاجرت از عوامل اصلي تغيير و تحول جمعيت و مهمترين عامل خارجي تغيير تعداد و ساخت جمعيت مي‏باشد.

به دليل ماهيت مهاجرت و اينكه پديده‏اي بين رشته‏اي است، تعاريف متعددي از آن به عمل آمده و هركس نسبت به حوزه تخصصي و زمينه‏كاري خويش، سعي كرده آنرا تعريف نمايد. در فرهنگ دهخدا مهاجرت به معناي «ترك ديار گفتن و در مكان ديگر اقامت كردن» آمده است (دهخدا، ۱۳۵۲: ۱۵۹). ملاحظه مي‏شود كه در لغت‏نامه مذكور به مكانيسم جابجايي توجه شده و به ديگر معين‏كننده‏هاي واژه مهاجرت اشاره‏اي نشده است. رولان پرسا[۱] براي مهاجرت سه ويژگي درنظر گرفته است: ۱- وجود فاصله مكاني بين دو محل ۲- دائمي يا طولاني بودن مدت اقامت در محل جديد و ۳- وجود فاصله در زمان انجام مهاجرت (زنجاني، ۱۳۸۰: ۶). در پژوهش پيشرو، خود مهاجر و به عبارت ديگر مهاجر بالفعل مدنظر نيست. مهاجر، «مهاجر بالقوه» است: «يعني شخصي كه اگر فرصتي يا شرايطي فراهم شود ميل دارد كه جابجا شود.» اكثر افراد مورد تحقيق كساني هستند كه اولين و دومين ويژگي ذكر شده در موردشان صدق داشته و تنها ويژگي سوم است كه آنها را از مهاجران بالفعل متمايز مي‏سازد. ويژگي سوم به قصد و نيت مهاجر اشاره دارد، بطوريكه اگر شخصي به يك منطقه جغرافيايي ديگري برود و يك فاصله زماني را مورد نظر قرار ندهد (همانند دانشجويان و سربازان) عمل آنها مهاجرت دائم محسوب نمي‏شود، هرچند كه سالهاي بيشتري را ممكن است در آنجا سپري نمايند (به‏دليل اينكه عمل آنها به قصد برگشت صورت مي‏گيرد).

جوانان به دليل ويژگيهاي رواني و اجتماعي‏شان، براي مهاجرت مستعدتر از ساير افراد جامعه مي‏باشند. كودكان و سالخوردگان به دليل وابسته بودن به خانواده و اطرافيان و همچنين به دليل اينكه سالخورده‏ها رفتارهاي محافظه‏كارانه‏اي را از خود نشان مي‏دهند، نسبت به جوانان تمايل كمتري را براي مهاجرت دارند. طبق نتايج سرشماري ۱۳۷۵، بيشترين مهاجران مرد و زن به‏ترتيب در گروههاي سني ۲۴–۲۰ ساله (۱۳۲۰۷۶۶ نفر) و ۲۹ – ۲۵ ساله (۱۱۴۱۹۶۴ نفر) قرار دارند. يكي از انگيزه‏هاي اصلي و مهم قشر جوان براي ترك محل سكونت، كسب دانش بخصوص تحصيلات عالي و تكميلي مي‏باشد. به دليل تفاوت علائق افراد در مورد رشته‏هاي تحصيلي و اينكه دانشگاهها ظرفيت همه رشته‏هاي تحصيلي را ندارند و نيز اختلاف فاحش دانشگاهها در داشتن رشته‏هاي تحصيلي و پذيرش دانشجو و بسياري از سياستهاي ديگر در گزينش دانشجو، باعث شده تا فاصله جغرافيايي زيادي بين زيستگاه دانشجو و محل تحصيل وي به‏وجود آيد. يكي از دستاوردهاي فاصله جغرافيايي ياد شده، تجربه اقامتي و مهاجرتي مي‏باشد. در بررسي كوران و فوئن‏تز[۲] احتمال مهاجرت داخلي در مكزيك براي افرادي كه تجربه مهاجرت قبلي داشتند نسبت به آنهايي كه چنين تجربه‏اي را نداشتند تقريباَ دو برابر بود. درحاليكه اين احتمال براي مهاجرت بين‏المللي و براي مهاجران به ايالات‏متحده‏آمريكا كه تجربه مهاجرتي داشتند هفتاد درصد به بالا بود (۲۰۰۳ Curran & Fuentes,). بنابراين، تجربه اقامتي و مهاجرتي مي‏تواند يكي از عوامل مؤثر بر گرايش به مهاجرت باشد. براي آزمون اثر متغيرهاي ياد شده، جامعه‏اي درنظر گرفته شده كه تعدادي از واحدهاي آماري آن چنين تجربه‏اي را بدست آورده (دانشجويان غير تهراني دانشگاه تهران و تعدادي از دانشجويان غيرتهراني دانشگاههاي شهرستانها) و تعدادي نيز داراي اين تجربه نيستند (اكثريت دانشجويان غيرتهراني دانشگاههاي شهرستانها).

شهر تهران به دليل ماهيت خاصش ازجمله مادرشهر و پايتخت بودن، به مركز سياسي، اجتماعي، اقتصادي و تجاري كشور تبديل شده و اغلب امكانات آموزشي، فرهنگي، تفريحي و به‏ويژه اقتصادي و معيشتي را به خود اختصاص داده است. همين توزيع نابرابر امكانات و منابع بين تهران و ساير نواحي كشور، موجهاي عظيمي از مهاجران را به سوي تهران روانه ساخته و مي‏سازد. در خيلي از موارد، با توجه به جاذبه‏هايي كه شهر تهران دارد، ساكنين موقت آن ازجمله دانشجويان كه از ساير استانهاي كشور آمده‏اند، با تغيير نگرش اوليه تصميم به اقامت دائم مي‏گيرند. اين تصميم به‏ويژه زماني مي‏تواند تقويت شود كه دانشجويان در مبدأ فعاليت مناسبي را در زمينه حوزه تخصصي‏شان بدست نياورند.

جابجايي بيشتر يك تصميم‏گيري فردي است كه ممكن است مبتني برعواملي از قبيل؛ كار، ازدواج، آموزش و غيره باشد. علت مهاجرت براي افراد با ويژگيهاي مختلف شخصيتي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي مي‏تواند متفاوت باشد. علت مهاجرت براي عده‏اي مي‏تواند بدست آوردن كار باشد و براي عده‏اي تحصيلات، ازدواج و غيره. مشخص است كه اينها نتايج و پيامدهاي متفاوتي با خود به‏همراه خواهند داشت. بنابراين همگام با لوكاس و مير مي‏توان عوامل مؤثر بر تصميمات فردي شخص مهاجر را در موارد زير خلاصه نمود:

  • ويژگيهاي جمعيتي نظير سن و جنس كه موقعيت يك فرد در چرخه زندگي و نقش وي در خانواده و اجتماع را تعيين مي‏كند.
  • مهاجرتها برحسب تحصيلات و دانش فني كه ممكن است برخي از افراد را براي شركت در نيروي كار محلي تجهيز كرده و همچنين وضعيتي را براي آنها غير جذاب كند.
  • آگاهي از فرصتهاي محلي و فرصتهاي موجود در جاهاي ديگر كه ممكن است محرك يك حركت باشد.
  • احساس و ادراك چگونگي سبك زندگي، چيزهاي ديگر مانند ماديات و … كه يك فرد مي‏خواهد و سطح اشتياق وي براي بدست آوردن آنها.
  • خويشاوندان و دوستان ممكن است تصميم‏گيري فرد را تحت تأثير قرار دهند. الگويي كه بعنوان مهاجرت زنجيره‏اي ناميده مي‏شود.
  • يكي ديگر از عوامل مهاجرت، دستيابي به استانداردهاي بالاتر زندگي مي‏باشد (لوكاس و مير، ۱۳۸۱: ۱۵۲و۱۵۱).

اين بررسي بر آن است تا نقش عوامل ذكر شده (با تأكيد بيشتر بر تجربه اقامتي و مهاجرتي افراد) را در فرايند تصميم‏گيري افراد به مهاجرت به شهر تهران مورد ارزيابي قرار دهد. فرايندي كه خود منبعث از ساخت جمعيت مورد مطالعه بوده و درصورت تحققش مي‏تواند ساخت جمعيت را تحت تأثير قرار دهد.

  1. Roland Pressat
  2. Curran & Fuentes
افزودن به سبد خرید
مطلب مفیدی برای شما بود ؟؟ پس به اشتراک بگذارید برای دوستانتان

دیدگاه کاربران ...

    لطفا قبل از ارسال سئوال یا دیدگاه سئوالات متداول را بخونید.
    جهت رفع سوالات و مشکلات خود از سیستم پشتیبانی سایت استفاده نمایید .
    دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

    دیدگاه خود را بیان کنید

0