قیمت محصول :     10000 تومان
  افزودن به سبد خرید

سبد خرید

  • سبد خریدتان خالی است.

انعكاس انديشه هاي ايران باستان بر جنبش هاي ديني ايراني

انعكاس انديشه ­هاي ايران باستان بر جنبش­هاي ديني ايراني  در دو قرن اول هجري

جنبش­هاي شكل­گرفته در ايران پس از اسلام با انگيزه­ها و اهداف مختلفي پديد آمده­اند. رهبران برخي از اين جنبش­ها كه علاقه­اي به دين اسلام نداشتند، درصدد بودند تا اديان، عقايد و انديشه­هاي كهن ايراني را دوباره در ايران رواج دهند. در واقع، با غلبة اسلام بر ايران، اگر چه عدة زيادي از ايرانيان دين اسلام را پذيرفتند و از عقايد كهن خود دست كشيدند، اما بودند كساني كه اعتقادات كهن خود را از دست نداده و منتظر فرصتي براي ترويج مجدد آن­ها بودند. اين افراد كه هر كدام عقايد و دعاوي خاص خود را داشتند، براي رسيدن به اهداف خود، بر ضد دستگاه خلافت اسلامي شوريدند و در مدت كمي موفق ­­شدند افراد زيادي را به جنبش خود جذب كنند. آنان پس از جذب گروه زيادي از مردم، انديشه­هاي ايراني مدّنظر خود را تبليغ ­نموده و افكار و اذهان مردم را به شدت تحت تأثير قرار ­دادند. جنبش­هاي ديني مختلفي كه توسط اين افراد پايه­گذاري شد، با وجود پذیرش دسته­ای از اعتقادات اسلامي، محل تجلی و تبلور برخی از عقاید و باورهای ایران باستان بودند.

از ميان جنبش­هاي ديني مختلفي كه در قرون اولية اسلامي رخ داد، ما در اين جستار برآنيم تا جنبش­هايي را بررسي كنيم كه نه تنها انديشه­هاي ايراني در آن­ها وجود داشته باشد، بلكه خاستگاه آن­ها ايران بوده و در دو قرن اول هجري رخ داده باشند. با اين توصيف، فرقي چون ميمونيه – از خوارج – و منصوريه – از فرق غلات – كه اعتقاداتي همچون ازدواج با محارم در بين آن­ها به چشم مي­خورد،[۱] چون خارج از مرزهاي ايران شكل گرفتند و خاستگاه اولية آن­ها در ايران نبوده، مورد بررسي قرار نمي­گيرند و شورش افرادي چون ابوعيسي اصفهاني،[۲] شُرَيْك­بن­شيخ مهري[۳] و يوسف البرم[۴] نيز با اينكه شورش­هايي ديني بوده و در ايران شكل گرفته­اند، اما چون انديشه­هاي ايراني در عقايد آنان وجود ندارد، بررسي نخواهند شد.[۵] از اين­رو، در پژوهش حاضر جنبش­هاي سياه­جامگان، به­آفريد، سنباد، اسحاق­ترك، استادسيس، راونديه، سفيدجامگان و خرّمدينان، كه جنبش­هایی التقاطی بودند و تا حدي مي­توان گفت بر پایه­ی آمیختگی انديشه­هاي ایرانی و اسلامی شکل گرفتند، مورد نظر خواهند بود.

[۱]. اشعري، علي­بن­اسماعيل، مقالات­الاسلاميين و اختلاف­المصلّين، مصحح محمد محي‌الدين عبدالحميد، قاهره، مکتبه نهضه مصر، ۱۳۸۴ه.ق/ ۱۹۶۹م، ص ۷۴؛ شهرستانی، محمد­بن­عبدالکریم، الملل و النحل، تخريج محمد­بن­فتح­الله بدران، قاهره، مکتبه الانجلوالمصریه، بی­تا، جلد ۱، ص ۱۱۶٫

[۲]. ابوعيسي يك يهودي بود و عوبديا يا ابواسحاق­بن­يوسف نام داشت. وي در ۱۱۹ ه.ق. در اصفهان شورش نمود و عدة زيادي از يهوديان به او پيوستند. ابوعيسي انديشه­هايي ديني داشت و يهوديان او را منجي خود مي­دانستند (ر.ك. ابوالمعالي، محمد­بن­عبیدالله، بيان الأديان، به تصحيح محمدتقي دانش­پژوه و همكاري قدرت­الله پيشنماز­زاده، مجموعه انتشارات ادبي و تاريخي، ۱۳۷۶، صص ۱۱۵- ۱۱۶؛ دقيقيان، شيرين­دخت، نردباني به آسمان: نيايشگاه در تاريخ و فلسفة يهود، تهران، ويدا، ۱۳۷۸، ص ۲۹۶).

[۳]. شريك كه در ۱۳۳ ه.ق. در خراسان و بخارا شورش نمود، شيعه بود و ضمن مخالفت با عباسيان و اقدامات خشنشان، مردم را به خلافت فرزندان علي (ع) فرا مي­خواند (ر.ك. طبري، محمد­بن­جرير، تاريخ الأمم و الملوك، تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، دار­المعارف بمصر، ۱۱۱۹م، جلد ۷، ص ۴۵۹؛ نرشخي، ابوبکرمحمدبن­جعفر، تاريخ بخارا، ترجمة ابونصراحمدبن­محمدبن­نصرقباوي، تلخيص محمدبن­زفربن­عمر، تصحيح مدرس رضوي، بي­جا، بي­نا، بي­تا، ص ۸۶).

[۴]. وي كه در ۱۶۰ ه.ق. در خراسان شوريد، نام اصلي­اش يوسف­بن­ابراهيم بود و در بين مردم به يوسف­البرم مشهور شد، اگر چه گفته شده كه وي ادعاي پيامبري داشته (ر.ك. آذرنوش، آذرتاش، چالش ميان فارسي و عربي در سده­هاي نخست، تهران، نشر ني، ۱۳۸۵، ص ۵۵)، اما منابع علت شورش وي را اعتراض به رفتار و عملكرد خليفه مهدي ذكر كرده­اند (ر.ك. طبري، جلد ۸، ص ۱۲۴). اين در حالي است كه براون قيام وي را قيامي مبهم مي­داند و مي­گويد يوسف مردم را به نيكي و پرهيز از بدي فرا مي­خواند (براون، ادوارد، تاريخ ادبي ايران (از قديم­ترين روزگاران تا زمان فردوسي)، ترجمه، تحشيه و تعليق علي پاشا صالح، تهران، اميركبير، ۱۳۳۵، ص ۴۷۲).

[۵]. جنبش­هايي چون جنبش ديلميان در طبرستان كه در زمان خلافت منصور و در ۱۴۳ ه.ق روي داد (طبري، جلد ۷، ص ۵۱۳، ۵۱۷؛ ابن­اثير، علي­بن­محمد، الكامل في التاريخ، بيروت، دار صادر، ۱۹۷۹م، جلد ۵، صص ۵۱۲-۵۱۳)؛ جنبش ابوالخصيب كه به قول طبري در ۱۸۳ ه.ق و به قول ابن­اثير در ۱۸۶ ه.ق. در نسا شوريد (طبري، جلد ۸، ص ۲۷۰؛ ابن­­اثير، جلد ۶، ص ۱۷۴) و جنبش يحيي­­بن­­عبدالله طالبي در ۱۷۶ ه.ق. در ديلم (طبري، جلد ۸، ص ۲۴۲)؛ با اينكه جنبش­هايي ايراني بودند، اما چون انديشه­هاي ديني در آن­ها وجود ندارند، مورد بررسي قرار نمي­گيرند.

افزودن به سبد خرید
مطلب مفیدی برای شما بود ؟؟ پس به اشتراک بگذارید برای دوستانتان

دیدگاه کاربران ...

    لطفا قبل از ارسال سئوال یا دیدگاه سئوالات متداول را بخونید.
    جهت رفع سوالات و مشکلات خود از سیستم پشتیبانی سایت استفاده نمایید .
    دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

    دیدگاه خود را بیان کنید

0