قیمت محصول :     10000 تومان
  افزودن به سبد خرید

سبد خرید

  • سبد خریدتان خالی است.
  • تاریخ ارائه محصول : 09 / 08 / 2019
  • بازدید : 119 بار
  • دسته بندی :
  • امتیاز کاربران :

اثر هشت هفته تمرين واليبال با و بدون پيش پرش بر اجراء، کوفتگي عضلاني تأخيري و تقلا

زمينه: در تمرينات پلايومتريك حرکات شبيه سازي شده با مهارت­هاي اصلي ورزش مورد نظر با هدف افزايش توان بازيکن بکار برده مي­شوند. هدف اين مطالعه، اثر سنجي ۸ هفته تمرين پلايومتريک با و بدون مانع کوتاه بر ارتفاع پرش و کيفيت مهارت­هاي اسپک و سرويس واليباليست­هاي دختر ماهر بود.

روش شناسي: به روش تصادفي جفت شده، ۲۰ واليباليست زن ماهر ۱۴ تا ۲۷ ساله در دو گروه تمريني با و بدون مانع قرار گرفتند. برنامه تمريني دو گروه مشابه و شامل سه جلسه تمرين ۵/۱ ساعته در هفته براي ۸ هفته بود. در هر جلسه تمريني، ۳۰ دقيقه از وقت به تمرينات پلايومتريک اختصاص مي­يافت. گروه با مانع اين تمرينات را با استفاده از يک مانع (۳ در ۳ در ۶۰ سانتيمتري) مقوايي توپر انجام مي­دادند. وجود مانع موجب مي­شدکه انجام پيش پرش اجباري شده و پرش در محل دقيق­تري صورت پذيرد. ميزان کوفتگي عضلاني تأخيري و تقلاي آزمودني­ها توسط مقياس­هاي تخصصي هفته­اي يک بار اندازه­گيري شد تا اطمينان حاصل شود که فشار تمرينات دو گروه مطالعه همسان است. ميزان پرش توسط آزمون پرش سارجنت اصلاح شده و کيفيت مهارت اسپک و سرويس با آزمون­هاي تخصصي در دو مرحله پيش و پس از دوره­ي تمرين اندازه­گيري شد. تحليل آماري از طريق تحليل واريانس براي داده­هاي مکرر انجام شد.

يافته ها: در سه آزمون­ پرش عمودي، مهارت اسپک، و مهارت سرويس تفاوت بين گروهي و تعاملي گروه­ها غير معنادار بود (۰۵/۰ ≤ P). اين به معناي همساني دو گروه تجربي و شاهد از ابتدا تا انتهاي تحقيق است. به هرحال، تفاوت­هاي درون گروهي هر سه آزمون مهارتي معنادار و به معناي پيشرفت معنادار دو گروه بود. در پرش عمودي، گروه با مانع ۹/۲ و گروه بدون مانع ۹/۱ سانتيمتر پيشرفت نمود (۰۰۶/۰=P و ۶۶/۹=(۱۸و۱)F). در انواع اسپک، گروه با مانع حدود ۴۰% و گروه بدون مانع حدود ۲۲% پيشرفت نمود (۰۳۲/۰≥P و ۴۱/۵≤(۱۸و۱)F). در مهارت سرويس، گروه با مانع ۴۷% و گروه بدون مانع ۳۱% پيشرفت نمود (۰۰۰/۰=P و ۹۶/۲۷=(۱۸و۱)F). در طول ۸ هفته تمرين، هر دو گروه از حيث تقلا مشابه بودند و تقلايي در حدنسبتاً سخت انجام داده بودند. هيچ يک از مقايسه­هاي بين گروهي، درون گروهي، و تعاملي براي عامل تقلا معنادار نبود (۰۵/۰ ≤ P). از حيث کوفتگي، دو گروه در طول ۸ هفته تمرين حداقل کوفتگي ممکن را داشتند. براي اين عامل، فقط  مقايسه درون گروهي معنادار بود (۰۰۶/۰=P و ۶۶/۹=(۱۸و۱)F) و نشان مي­داد که در طول تمرينات کوفتگي هر دو گروه کاهش معناداري داشته است.

بحث و نتيجه­گيري: غير معنادار بودن تفاوت­هاي بين گروهي و تعاملي دو گروه نشان از موفقيت محقق در معادل سازي دو گروه شاهد و تجربي در ابتداي تحقيق دارد. بالا بودن سطح تقلا و پايين بودن سطح کوفتگي نيز دلالت بر موفقيت محقق در تنظيم بار جلسات تمريني دارد. نتايج نشان داد که، در هر سه عامل مهارتي، هر دو گروه پيشرفت معنادار داشتند. بنابراين، هر دو سبک تمريني براي مربيان قابل توصيه است. در هر سه عامل مهارتي اندازه­گيري شده، گروه تمرين با مانع پيشرفت بيشتري داشت، ولي اين تعامل در سطح ۵۰/۰ معنادار نبود. بنابراين، هنوز نمي­توان با قاطعيت گفت که استفاده از  مانع کم ارتفاع مطلوب­تر است. افزايش حجم نمونه و يا حجم و دوره تمريني در مطالعات بعدي ممکن است صحت و سقم اين مدعا را بهتر نشان دهد.

افزودن به سبد خرید
مطلب مفیدی برای شما بود ؟؟ پس به اشتراک بگذارید برای دوستانتان

دیدگاه کاربران ...

    لطفا قبل از ارسال سئوال یا دیدگاه سئوالات متداول را بخونید.
    جهت رفع سوالات و مشکلات خود از سیستم پشتیبانی سایت استفاده نمایید .
    دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.

    دیدگاه خود را بیان کنید

0